آغازی دوباره
پاییز که می رسد دلت هوای پلسپرو هایی(1) می کند که که سقف کلاس مهد عشق و غوغایشان بود
بوی خاک باران خورده
بوی کاهگل
بوی دستان مادر بزرگ
و
ترشو و فلزن(2) ...مگر می شود صدای های های و هوی چوپان را در نفس نسیم به فراموشی سپرد.
صدای دورا دور تلمبه حاجی علی
صدای زنگوله الاغ علی مشکال که از توودو(3) بر می گشت.
رد پای تمام کودکی هایم را در می نوردم تا برای آغازی دگربار جانی دوباره بگیرم.
و به یاد دیار و یارانی که با بهار پیوندم می دهند ، دوباره با شما باشم ....
رگه های لغزنده شن
رد پای آب ...
ترنه اینجاست ...
سد بست گز آنسوتر ..
فاصله؟؟ نه هرگز
در دل من همه یکجا جا دارند...
1) پرستو
2) نام دو نوع نان محلی
3) سنگ های صاف و مسطح که در گذشته برای ساختن دیوار و پوشاندن سقف خانه و .... استفاده می شد.
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 4:13 بعد از ظهر  توسط سیبه ماندگار
|
